عزت الله مولايى نيا همدانى

276

نسخ در قرآن ( فارسى )

پاسخ اين ايراد در صورتى صحيح است كه ما تعميم قدرت خداوند را در تمامى عالم نپذيريم ؛ زيرا اگر او را بر هر چيزى قادر بدانيم ، چه مانعى دارد به جاى آيه يا حكم منسوخ ، آيه و حكم ديگرى قرار دهد كه بهتر و يا دست‌كم مثل اول باشد ، البته از قدرت او چنين چيزى بعيد نيست ، از اين رو خداوند سبحان در ذيل آيهء ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ . . . « 1 » مىفرمايد : أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . « 2 » « آيا مردم نمىدانند كه خدا بر همه چيز قادر است » . شبههء پنجم اگر چه قدرت خداوند عالم عموميّت دارد ، ولى تأثير قدرت در موقعى است كه چيزى موجود نشده باشد ، اما همين كه فعليّت و وجود پيدا كرد ، ديگر قابل تغيير نيست ؛ زيرا مسلّم است كه « الشىء لا يتغيّر عمّا وقع عليه ؛ يعنى ، شىء بعد از وجود يافتن و فعليّت يافتن ، آنچه بايد بشود شده و ديگر قابل تغيير نيست » . پاسخ اين شبهه و اشكال نيز در صورتى موّجه است كه مالكيّت مطلقه خدا را نسبت به تمام موجودات نپذيريم و بر اين باور باشيم كه زمام امور آنها بعد از فعليّت و وجود ، از كف قدرت و قلمرو حاكميت او - سبحانه و تعالى - بيرون رفته و ديگر امكان تصرف در آنها برايش نيست ، چنان كه يهود مىپنداشتند كه « يد اللّه مغلولة « 3 » ؛ دست

--> ( 1 ) بقره ، 106 . ( 2 ) بقره ، 107 ر . ك : علامه طباطبائى ، پيشين ، ج 1 ، ص 251 ، و ترجمه فارسى سيد محمد باقر موسوى همدانى ، ج 1 ، ص 379 . ( 3 ) مائده ، 64 : وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ . « و يهود گفتند : دست خدا بسته است ، دستهايشان بسته باد و به [ سزاى ] آنچه